Azista
انجمن زیست شناسی دانشگاه پیام نور تالش

شاخه ی تک یاختگان یا پروتوزوآ   (Protozoa)

شاخه پروتوزوآ (تک یاختگان) در کنار دو شاخه جانوران و گیاهان شاخه ای مستقل از موجودات زنده به شمار می روند که از حدود 20 تا 25 هزار نوع تک یاخته تشکیل یافته اند. تک یاختگان در تمام نقاط زمین پراکنده بوده و با محیطهای مختلف سازش یافته اند. این موجودات به فراوانی درمناطقی یافت می شوند که 90% آب وجود داشته باشد مانند : دریاها. اقیانوس ها. کف دریاها و آب های شیرین. از نظر پیچیدگی های ساختاری بسیار جالب هستند. در حال حاظر به 5 رده تقسیم می شوند که عبارتند از : 1- رده تاژکداران 2- رده پاگوشتیان 3- رده مژه داران 4- رده هاگداران 5-رده مکنده حرکت در این موجودات 5 نوع می باشند که عبارتند از : 1- حرکت بوسیله پای کاذب (تبدیل شدن آندوپلاسم به اکتوپلاسم یا تبدیل شدن اکتوپلاسم به اندوپلاسم) مانند : آمیب ها 2- حرکت بوسیله تاژک مانند : اوگلنا 3- حرکت بوسیله مژک مانند : پولورونما 4- حرکت میونمی یا دوده ای یا کرمی شکل مانند : اسیلاتوریا 5- حرکت لغزشی مانند : پینولاریا

از خصوصیات خیلی جالبشون هم وجود واکوئل ضرباندار است که عامل تنظیم آب درون سلول نیز می باشد ....

واقعا هم جالبه. ولی بعضیاشون مثل پینولاریا . ناویکولا . گونفونما . اسیلا توریا و سیمبلا فاقد واکوئل انقباضی اند.

یکی از زیر شاخه های پاگوشتیان یا سارکودینا آمیب هاهستند که گروه بزرگی از تک یاختگان را تشکیل می دهند. راسته آموئیبا یا آمیبی ها مهمترین راسته در بین موجودات رده سار کو دینا می باشند. در این راسته انواع بسیار زیادی از تک یاختگان بیماری زا و غیر بیماری زا یافت می شوند. آمیبهای بیماریزا در انسان آنتامبا هیستولیتیکا وآنتامبا دیسپار هستند که آنتامبا هیستولیتیکا به عنوان آمیب اسهال خونی در انسان شناخته شده است . اپیدمیولوژی: عفونت آمیبی به عنوان یکی از شایع ترین بیماریهای روده ای با سطح اقدامات بهداشتی تغییر نموده و معمولاً درنواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری زیادتر است . در نواحی معتدل غالباً اکثریت موارد بجز در موقعیت های اپیدمیولوژیک نادر فاقد علائم است . موقعی که فاکتور های مختلفی در تعیین شدت عفونت نقش دارد کمبود های غذایی رل قاطعی داشته و ظاهراً از راه غیر مستقیم اثرات خود را بر فلور روده ای اعمال میکند . در هر ناحیه شرایط نامساعد، زمینه ساز بالاترین حد شیوع بوده و ممکن است در پرورشگاه های کودکان ،زندان ها، ودارالمساکین ابعاد اپیدمیولوژیک بخود بگیرد . باوجود این چند شیوع اپیدمیک در امریکاو کشورهای اروپایی ارتباط آب آشامیدنی آلوده به فاضلاب بوده است .

احتمالاً شیوع عفونت آنتاموباهیستولیتیکا و آنتاموبا دیسپار در امریکا 4 درصد است . مقادیر بسیار بالای عفونت در خانواده های شلوغ و باتسهیلات بهداشتی پایین ایجاد می گردد . انتقال این آمیب بوسیله کیست مخصوصاً کیست های چهار هسته ای رسیده و بوسیله آب و مواد غذایی آلوده انجام می گیرد . انتقال بوسیله دستهای آلوده و حشرات نیز امکان پذیر است .

انتقال آمیبیازیس از طریق مقاربت به ویژه در میان مردان هم جنس باز شایع و میزان شیوع در این گروه بسیار بالا است .

تصورمی شود شیوع متوسط جهانی حدود 10درصد است.

هر چند مقادیری بیش از 50تا 80 درصد دربرخی از مناطق گرمسیری گزارش شده است . از 7914 اتوپسی انجام شده در یک بیمارستان عمومی در مکزیک معلوم شد آمیبیازیس در یک چهارم موارد علت مرگ بوده است . در گزارش دیگری آمیبیازیس به عنوان سومین بیماری عفونی بسیار شایع در مکزیک معین شده است .درهر حال در نواحی گرمسیری آمیبیازیس با عامل آنتاموباهیستولیتیکا شایع ترین می باشد .

از نقطه نظراپیدمیولوژیک، فرق نهادن میان مراحل حاد،مزمن و بدون علامت (یا دفع کیست ) عفونت مهم می باشد . حالت حاد دیسانتری آمیبی از موارد کم اهمیت در انتقال بیماری است چرا که تروفوزوئیت ها نمی توانند در خارج از بدن میزبان به مدت طولانی زنده بمانند . تروفوزوئیت ها یا کیست ها ممکن است در زمان های متفاوتی بوسیله بیمار مبتلا به عفونت مزمن دفع شود ، در صورتی که بیماران بدون علائم معمولاً فقط کیست تولید نموده و بنابراین بیشترین اهمیت را در انتقال بیماری دارا می باشند . کیست ها نسبتاً مقاومند امادر خشکی ، دمای بالای C◦ 55 یا کلرزدن زیاد یا افزودن ید به آب آشامیدنی کشته می شوند . هر چند آب آلوده نخستین منبع آلودگی در بسیاری از مناطق است ، غذا و دستهای آلوده نیز احتمالاً نقشی بر عهده دارند. استفاده از مدفوع انسانی بعنوان کود و آلوده شدن مواد غذایی بوسیله مگس ها و احتمالاً سوسکهای حمام از مواردبا اهمیت اپیدمیولوژیک دربرخی مناطقی می باشند

شاخه پروتوزوا - جانوران تک یاخته Phylam Protozoa

 

پروتوزوا جانورانی هستند که در سلسله تکاملی و پیدایش موجودات زنده و در بخش شروع قرار دارند. از لحاظ ساختمان از یک واحد زندگی یعنی سلول تشکیل شده اند و تا کنون بیش از 30000 نوع پروتوزو شناسائی شده است.

 

پروتوزوا بر حسب ساختمان سلولی و نوع زندگی در محیط زیست به پنج رده تقسیم می شوند:

1- ماستیگوفورا (Mastigophora) : تاژکدارانی (Flagellata) که دارای یک یا چند تاژک می باشند.

2- سارکودینا (Sarcodina) : یا ریشه پایان (Rhizopods) با پاهای کاذب

3- اسپوروزوا (Sporzoa) : بدون وجو اندام های مخصوص سلولی حرکت می نمایند

4- سیلیاتا (Ciliata) : یا مژکداران. یکی از عوامل حرکتی مژک می باشد و در طول مدت زندگی وجود دارد.

5- سوکتوریا (Suctoria) : یا جانوران مکنده که در اغاز زندگی دارای مژک بوده و در مراحل بلوغ انان را تغییر داده و دارای شاخک می شوند.

 

شاخه پروتوزوآ (جانوران تک سلولي)                          Protozoa    

 

 پروتوزوآ بيشتر جانوران تک ياخته اي ميکروسکوپي هستند . اينها در سلسله جانوري پايين ترين جانوران گروههاي بزرگ مي باشند و گروههاي ديگرجانوران بافتي ، پرياخته يا متازوئرها هستند . از لحاظ ساختمان ، يک پروتوزوئر با يک سلول از جانور متازوئر قابل مقايسه و تطبيق است . ولي از نظر عمل و وظيفه يک موجود زنده (Organism) کاملي است و داراي توازن وتعادل فيزيولوژيکي است و تمام اعمال ضروري زندگي يک جانور را انجام مي دهد . بعضي از پروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسيار ساده و بعضي ديگر پيچيده و داراي «اندام هاي سلولي – cell organs يا Organelles» هستند . اندام هاي سلولي به کار اعمال حياتي خاص مي خورند و از نظر عمل شبيه به دستگاههاي جانوران پرياخته مي باشند . بسياري ازپروتوزوئرها زندگي مستقل دارند و يا به طور آزاد شنا مي کنند ، درحاليکه بعضي بي حرکت وبعضي هر دو صورت را دارا مي باشند و کلني هايي (Colonies) تشکيل مي دهند . بقيه در روي يا داخل بعضي از گونه هاي گياهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگي مي کنند .

 

 

شاخه پروتوزوآ (جانوران تک سلولي)                          Protozoa    

 

 پروتوزوآ بيشتر جانوران تک ياخته اي ميکروسکوپي هستند . اينها در سلسله جانوري پايين ترين جانوران گروههاي بزرگ مي باشند و گروههاي ديگرجانوران بافتي ، پرياخته يا متازوئرها هستند . از لحاظ ساختمان ، يک پروتوزوئر با يک سلول از جانور متازوئر قابل مقايسه و تطبيق است . ولي از نظر عمل و وظيفه يک موجود زنده (Organism) کاملي است و داراي توازن وتعادل فيزيولوژيکي است و تمام اعمال ضروري زندگي يک جانور را انجام مي دهد . بعضي از پروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسيار ساده و بعضي ديگر پيچيده و داراي «اندام هاي سلولي – cell organs يا Organelles» هستند . اندام هاي سلولي به کار اعمال حياتي خاص مي خورند و از نظر عمل شبيه به دستگاههاي جانوران پرياخته مي باشند . بسياري از

پروتوزوئرها زندگي مستقل دارند و يا به طور آزاد شنا مي کنند ، درحاليکه بعضي بي حرکت وبعضي هر دو صورت را دارا مي باشند و کلني هايي (Colonies) تشکيل مي دهند . بقيه در روي يا داخل بعضي از گونه هاي گياهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگي مي کنند .

بسياري از پروتوزوئرها براي جانوران بسيار کوچک ديگر به منزله غذا مي باشند .بعضي ديگر در تصفيه آب هايي که به وسيله صافي ها انجام مي شود و بسترهاي فاضلابها مفيدند  ولي گونه هاي بيماري زا از قبيل عوامل اسهال خوني آميبي ، مالاريا و بيماري خواب آفريقايي به منزله ي تازيانه اي براي نوع بشر مي باشند .

 

پروتوزوآ بيشتر جانوران تک ياخته اي ميکروسکوپي هستند . اينها در سلسله جانوري پايين ترين جانوران گروههاي بزرگ مي باشند و گروههاي ديگرجانوران ، پرياخته يا متازوئرها هستند .

از لحاظ ساختمان ، يک پروتوزوئر با يک سلول از جانور متازوئر قابل مقايسه و تطبيق است .

ولي از نظر عمل و وظيفه يک موجود زنده (Organism) کاملي است و داراي توازن وتعادل فيزيولوژيکي است و تمام اعمال ضروري زندگي يک جانور را انجام مي دهد . بعضي ازپروتوزوئرها از لحاظ ساختمان بسيار ساده و بعضي ديگر پيچيده و داراي «اندام هاي سلولي– cell organs يا Organelles» هستند . اندام هاي سلولي به کار اعمال حياتي خاص مي خورند و از نظر عمل شبيه به دستگاههاي جانوران پرياخته مي باشند . بسياري ازپروتوزوئرها زندگي مستقل دارند و يا به طور آزاد شنا مي کنند ، درحاليکه بعضي بي حرکت وبعضي هر دو صورت را دارا مي باشند و کلني هايي (Colonies) تشکيل مي دهند . بقيه درروي يا داخل بعضي از گونه هاي گياهان و تمام انواع جانوران از پروتوزوئرها تا انسان زندگي مي کنند .

بسياري از پروتوزوئرها براي جانوران بسيار کوچک ديگر به منزله غذا مي باشند .

بعضي ديگر در تصفيه آب هايي که به وسيله صافي ها انجام مي شود و بسترهاي فاضلابها مفيدند

، ولي گونه هاي بيماري زا از قبيل عوامل اسهال خوني آميبي ، مالاريا و بيماري خواب آفريقايي

به منزله ي تازيانه اي براي نوع بشر مي باشند .

پروتوزوآ برحسب ساختمانها يا تشکيلاتي که براي حرکت دارند به پنج رده تقسيم مي شوند :

1-    ماستيگوفورا(Mastigophora) ، يا تاژک داران داراي يک يا چند تاژک شلاق مانند.

2-    سارکودينا(Sarcodina) ، يا ريشه پايان (Rhizopods) با پاهاي کاذب .

3-    اسپوروزوآ(Sporozoa) ، فاقد اندامهاي سلولي مخصوص حرکت مي باشند .

4-    سيلياتا(Ciliata) ، يا مژکداران(Ciliates) که داراي مژک در سراسر زندگي مي باشند .

5-    سوکتوريا(Suctoria) ، يا مکنده ها که در آغاز داراي مژک و در مراحل بلوغ داراي

شاخک اند .

حرکت در این موجودات 5 نوع می باشند که عبارتند از : 1- حرکت بوسیله پای کاذب (تبدیل شدن آندوپلاسم به اکتوپلاسم یا تبدیل شدن اکتوپلاسم به اندوپلاسم) مانند : آمیب ها 2- حرکت بوسیله تاژک مانند : اوگلنا 3- حرکت بوسیله مژک مانند : پولورونما 4- حرکت میونمی یا دوده ای یا کرمی شکل مانند : اسیلاتوریا 5- حرکت لغزشی مانند : پینولاریا

رده ماستيگوفورا (تاژکداران) Class Mastigophora

 ا گرچه بعضي از از تاژکداران مي توانند پاي کاذب تشکيل دهند ، اما وسيله اصلي حرکت آنها ، چند تاژک است . بعضي از پروتوزوئرهاي بسيار ابتدايي را در اين زير شاخه مي توان يافت . گروه شامل فيتو فلاژله ها (رده فيتو ماستيگوفورا) است که معمولا کلروفيل دارند و گياه مانندند . زئو فلاژله ها (رده زئو ماستيگوفورا) که کلروفيل ندارند،هولوزوئيک يا ساپروزوئيک اند ، پس به جانوران مي مانند.

فيتو فلاژله ها : اين جانداران معمولا يک يا دو (وگاهي چهار) تاژک و کلروپلاست دارند که محتوي رنگدانه هاي لازم براي غذا سازي است . آنها بيشتر ، زندگي آزاد دارند و اقسام آشنايي چون اوگلنا ، کلاميدوموناس ، پارامسي ، ولوکس و دينو فلاژله (دو تاژکي ها ) را شامل مي شوند .

زئو فلاژله ها : همه ي تاژکداران جانوري بدون رنگند ، کلروپلاست ندارند و به روش هولوزوئيک و ساپروزوئيک تغذيه مي کنند . بيشتر آنها هم زندگي همزيستي دارند . برخي از مهمترين پروتوزوئر هاي انگل جزء اين گروهند .

تغذيه در تاژکداران :

مشتمل بر سه نوع است : 1- هولوفايتيک(Holophytic) 2- ساپروفايتيک(Saprophytic) 3- هولوزوئيک(Holozoic)

1-    روش هولوفايتيک يا فتوسنتز : در اين روش تاژکدار غذاي خود يعني کربوهيدرات را به طريقه فتوسنتز از کربن دي اکسيد ، نمکهاي غير آلي ، انرژي خورشيدي و بالاخره با کمک کلروفيل و آب طي چند مرحله مي سازد و استفاده مي کند .

2-    روش ساپروزوئيک يا ساپروفايتيک : در اين روش تاژکدار مواد آلي پوسيده و محلول در آب را از طريق سطح بدن جذب مي کند و با ترشح آنزيمي روي آنها باعث هضم و سپس جذب آنها مي شود .

3-    روش هولوزوئيک : در اين روش تاژکدار براي شکار طعمه ي خود را از طريق بلع ، به کمک پاهاي کاذب و يا توسط واکوئل هاي مخصوص پسولئوس (Pseuleus) و بالاخره از اندامهاي ميله اي (Rod organs) استفاده مي کند .

تنفس در تاژکداران :

تاژکداران اکسيژن محلول در آب را به صورت انتشار از سطح بدن جذب و گاز کربنيک را دفع مي کند

 

توليد مثل در تاژکداران :

به صورت غير جنسي و به دو روش تقسيم دوتايي طولي و چند تايي صورت مي گيرد .

تقسيم دوتايي طولي (Longitudinal binary fission) :

در اين نوع تقسيم ابتدا هسته ي جانور به نزديکي مخزن يعني به نزديکي پايه ي تاژکها مي رود و به روش ميتوز تقسيم مي شود . به دنبال تقسيم هسته ، جسم پايه ، لکه چشمي ، تاژک و غيره نيز با يک برآمدگي و فرورفتگي طولي تقسيم مي شود و در نتيجه دو سلول شبيه به هم به وجود مي آيد .

تقسيم چندتايي (Multiple fission) :

اين حالت معمولا در زمان کيستي رخ مي دهد . تاژکدار با از دست دادن تاژکهاي خود کروي شکل مي شود و با ترشح يک لايه ي ضخيم به نام کيست به دورخود آماده ي تقسيم چندتايي مي شود . براي اين منظور ابتدا با تقسيم دوتايي مضاعف مي شود و سپس هر سلول با تقسيم مجدد دو سلول ديگر را به وجود مي آورد .اين تقسيمات ممکن است در نهايت به 32-16 سلول دختر بيانجامد .

تاژکداران جانوري :

بيشتر اين تازکداران را تاژکداران انگلي تشکيل مي دهند . ميزبان آنها معمولا از بندپايان و مهره داران است و به عنوان انگل بيروني يا دروني روي آنها يا درون بدن آنها زندگي مي کنند .

تاژکداران همزيست :

تاژکداراني انگلي هستند که قادر به زندگي مستقل نيستند . يعني نه ميزبان و نه انگل نمي توانند بدون وجود يکديگر زندگي کنند .

تاژکداران

اگرچه بعضي از از تاژکداران مي توانند پاي کاذب تشکيل دهند ، اما وسيله اصلي حرکت آنها ، چند تاژک است . بعضي از پروتوزوئرهاي بسيار ابتدايي را در اين زير شاخه مي توان يافت . گروه شامل فيتو فلاژله ها (رده فيتو ماستيگوفورا) است که معمولا کلروفيل دارند و گياه مانندند . زئو فلاژله ها (رده زئو ماستيگوفورا) که کلروفيل ندارند ، هولوزوئيک يا ساپروزوئيک اند ، پس به جانوران مي مانند .

فيتو فلاژله ها : اين جانداران معمولا يک يا دو (وگاهي چهار) تاژک و کلروپلاست دارند که محتوي رنگدانه هاي لازم براي غذا سازي است . آنها بيشتر ، زندگي آزاد دارند و اقسام آشنايي چون اوگلنا ، کلاميدوموناس ،  ولوکس و دينو فلاژله (دو تاژکي ها ) را شامل مي شوند .

زئو فلاژله ها : همه ي تاژکداران جانوري بدون رنگند ، کلروپلاست ندارند و به روش هولوزوئيک و ساپروزوئيک تغذيه مي کنند . بيشتر آنها هم زندگي همزيستي دارند . برخي از مهمترين پروتوزوئر هاي انگل جزء اين گروهند .

تغذيه در تاژکداران :

مشتمل بر سه نوع است : 1- هولوفايتيک(Holophytic) 2- ساپروفايتيک(Saprophytic) 3- هولوزوئيک(Holozoic)

1-    روش هولوفايتيک يا فتوسنتز : در اين روش تاژکدار غذاي خود يعني کربوهيدرات را به طريقه فتوسنتز از کربن دي اکسيد ، نمکهاي غير آلي ، انرژي خورشيدي و بالاخره با کمک کلروفيل و آب طي چند مرحله مي سازد و استفاده مي کند .

2-    روش ساپروزوئيک يا ساپروفايتيک : در اين روش تاژکدار مواد آلي پوسيده و محلول در آب را از طريق سطح بدن جذب مي کند و با ترشح آنزيمي روي آنها باعث هضم و سپس جذب آنها مي شود .

3-    روش هولوزوئيک : در اين روش تاژکدار براي شکار طعمه ي خود را از طريق بلع ، به کمک پاهاي کاذب و يا توسط واکوئل هاي مخصوص پسولئوس (Pseuleus) و بالاخره از اندامهاي ميله اي (Rod organs) استفاده مي کند .

 

تنفس در تاژکداران :

تاژکداران اکسيژن محلول در آب را به صورت انتشار از سطح بدن جذب و گاز کربنيک را دفع مي کند

توليد مثل در تاژکداران :

به صورت غير جنسي و به دو روش تقسيم دوتايي طولي و چند تايي صورت مي گيرد .

تقسيم دوتايي طولي (Longitudinal binary fission) :

در اين نوع تقسيم ابتدا هسته ي جانور به نزديکي مخزن يعني به نزديکي پايه ي تاژکها مي رود و به روش ميتوز تقسيم مي شود . به دنبال تقسيم هسته ، جسم پايه ، لکه چشمي ، تاژک و غيره نيز با يک برآمدگي و فرورفتگي طولي تقسيم مي شود و در نتيجه دو سلول شبيه به هم به وجود مي آيد .

تقسيم چندتايي (Multiple fission) :

اين حالت معمولا در زمان کيستي رخ مي دهد . تاژکدار با از دست دادن تاژکهاي خود کروي شکل مي شود و با ترشح يک لايه ي ضخيم به نام کيست به دورخود آماده ي تقسيم چندتايي مي شود . براي اين منظور ابتدا با تقسيم دوتايي مضاعف مي شود و سپس هر سلول با تقسيم مجدد دو سلول ديگر را به وجود مي آورد .اين تقسيمات ممکن است در نهايت به 32-16 سلول دختر بيانجامد .

تاژکداران جانوري :

بيشتر اين تازکداران را تاژکداران انگلي تشکيل مي دهند . ميزبان آنها معمولا از بندپايان و مهره داران است و به عنوان انگل بيروني يا دروني روي آنها يا درون بدن آنها زندگي مي کنند .

تاژکداران همزيست :

تاژکداراني انگلي هستند که قادر به زندگي مستقل نيستند . يعني نه ميزبان و نه انگل نمي توانند بدون وجود يکديگر زندگي کنند . اين تاژکداران بيشتر در در راسته ي هايپرماستيژيدا (Hypermastigida) وجود دارند .

 

تاژکداران

مطالعه ی جانوران تک یاخته

آمیب هیستولتیکا:(ameoba.histoletica)

این انگل در روده ی انسان زندگی می کند و تولید بیماری اسهال خونی می کند .

این انگل از طریق آب و غذای آلوده وارد لوله ی گوارش انسان می شود.

 

این انگل دارای دو فرم است:

تروفوزوئیت (فرم بیماری زا)

کیست(فرم انتقالی بیماری)

فرم تروفوزوئیت :فرم فعال بیماری است و زمانی است که انگل وارد دستگاه گوارش گردیده است.

فرم کیست:کیست فرم انتقال بیماری است.

شخص بیمار می تواند تا مدتی به عنوان ناقل بیماری جایگاه داشته باشد . تشخیص آزمایشگاهی این انگل از طریق آزمایش مدفوع می باشد .این تک یاخته از طریق کیست توسط آب آشامیدنی     آلوده سبزی خام و افراد آلوده منتقل می شود.

 

 

 

 

 

 

آپالینا:

این تک یاخته ی مژه دار دارای بدنی پهن و چند هسته ی هم شکل و هم اندازه است.فاقد دهان است و از طریق سطح بدن خود به صورت فینو سیتوز (قطره خواری) تغذیه می کند انتقال این موجود به صورت کیست است که توسط لارو قورباغه خورده می شود.

 ژیاردیا لامبلیا:

گروه دیگری از تک یاختگان که تولید بیماری می کنند دارای اندام حرکتی به نام تاژک هستند . تاژکداران دارای دو فرم کیست و تروفوزوئیت اند که در فرم تروفوزئیت دارای بدنی گلابی شکل (بادکنکی) و یک جفت هسته ی یکسان و یک شکل و تعدادی تاژک (8 عدد یا 4 جفت) و دارای یک صفحه ی مکنده برای چسبیدن به مخاط روده ی انسان هستند

 

لازم به تذکر است که این انگل در روده ی باریک زندگی می کند .فرم کیست آن بیضی شکل و دارای تعدادی هسته و خرده های تاژک و غشایی شفاف در اطراف سلول دیده می شود هسته ها یک شکل هستند.

 

 این کیست همراه آب و مواد غذایی و دست های آلوده وارد بدن می شود کودکان بیشتر آلوده می شوند علائم بیماری بیشتر به صورت اختلالات گوارشی و اسهال  می باشد تشخیص آن از طریق مدفوع است بیشتر در نمونه مدفوع کیست دیده می شوند.

تاژکداران

تاژکداران یک یا چند تاژک بلند و باریک دارند. تاژک ممکن است به عنوان اندام حرکتی، صید طعمه و حتی در نقش گیرنده حسی به کار رود. شکل این جانوران معمولاً مشخص و بیضی شکل ، دراز یا کروی است. غشای سخت به نام پوستک در آن ها دیده می شود که گاهی جوشن دار است و به عنوان اندامک دفاعی مورد استفاده قرار می گیرد.بسیاری از گونه های این شاخه دارای ذرات پلاستید محتوی رنگدانه هستند. این جانوران مانند جلبکها به نظر می رسند و گاهی جزو گیاهان محسوب می شوند. تعداد زیادی از تاژکداران دارای زندگی مستقل و پاره ای انگل انسان و جانوران دیگر هستند. زیستگاه انواع مختلف تاژکداران آبهای شیرین وشور است و برای جانوران دیگر منبع غذایی محسوب می شوند. تولید مثل غیر جنسی و معمولاً از راه تقسیم طولی است ولی برخی ازآن ها به روش تقسیم چند تایی و تنها در یک گروه از راه تولید مثل جنسی تکثیر پیدا می کنند. ممکن است تاژکداران در محیط مناسب، کیست تولید کنند. بعضی از سارکودینا نیز در مرحله ای از چرخه زندگی خود، تاژک دارند. پاره ای از تاژکداران نیز در مرحله ی معینی از دوران زندگی خود حرکت آمیبی دارند. این دو زیر شاخه به طور کلی با هم شباهت زیادی دارند. اوگلنا یک نوع تاژکدار است.

زیر شاخه ماستیگوفورا (تاژکداران) Sub Phylum Mastigophora        

                                                                                                                       

اگرچه بعضی از از تاژکداران می توانند پای کاذب تشکیل دهند ، اما وسیله اصلی حرکت آنها ، چند تاژک است . بعضی از پروتوزوئرهای بسیار ابتدایی را در این زیر شاخه می توان یافت . گروه شامل فیتو فلاژله ها (رده فیتو ماستیگوفورا) است که معمولا کلروفیل دارند و گیاه مانندند . زئو فلاژله ها (رده زئو ماستیگوفورا) که کلروفیل ندارند ، هولوزوئیک یا ساپروزوئیک اند ، پس به جانوران می مانند .

فیتو فلاژله ها : این جانداران معمولا یک یا دو (وگاهی چهار) تاژک و کلروپلاست دارند که محتوی رنگدانه های لازم برای غذا سازی است . آنها بیشتر ، زندگی آزاد دارند و اقسام آشنایی چون اوگلنا ، کلامیدوموناس ، پارامسی ، ولوکس و دینو فلاژله (دو تاژکی ها ) را شامل می شوند .

زئو فلاژله ها : همه ی تاژکداران جانوری بدون رنگند ، کلروپلاست ندارند و به روش هولوزوئیک و ساپروزوئیک تغذیه می کنند . بیشتر آنها هم زندگی همزیستی دارند . برخی از مهمترین پروتوزوئر های انگل جزء این گروهند .

تغذیه در تاژکداران :

مشتمل بر سه نوع است : 1- هولوفایتیک(Holophytic) 2- ساپروفایتیک(Saprophytic) 3- هولوزوئیک(Holozoic)

1-    روش هولوفایتیک یا فتوسنتز : در این روش تاژکدار غذای خود یعنی کربوهیدرات را به طریقه فتوسنتز از کربن دی اکسید ، نمکهای غیر آلی ، انرژی خورشیدی و بالاخره با کمک کلروفیل و آب طی چند مرحله می سازد و استفاده می کند .

2-    روش ساپروزوئیک یا ساپروفایتیک : در این روش تاژکدار مواد آلی پوسیده و محلول در آب را از طریق سطح بدن جذب می کند و با ترشح آنزیمی روی آنها باعث هضم و سپس جذب آنها می شود .

3-    روش هولوزوئیک : در این روش تاژکدار برای شکار طعمه ی خود را از طریق بلع ، به کمک پاهای کاذب و یا توسط واکوئل های مخصوص پسولئوس (Pseuleus) و بالاخره از اندامهای میله ای (Rod organs) استفاده می کند .

تنفس در تاژکداران :

تاژکداران اکسیژن محلول در آب را به صورت انتشار از سطح بدن جذب و گاز کربنیک را دفع می کند

تولید مثل در تاژکداران :

به صورت غیر جنسی و به دو روش تقسیم دوتایی طولی و چند تایی صورت می گیرد .

تقسیم دوتایی طولی (Longitudinal binary fission) :

در این نوع تقسیم ابتدا هسته ی جانور به نزدیکی مخزن یعنی به نزدیکی پایه ی تاژکها می رود و به روش میتوز تقسیم می شود . به دنبال تقسیم هسته ، جسم پایه ، لکه چشمی ، تاژک و غیره نیز با یک برآمدگی و فرورفتگی طولی تقسیم می شود و در نتیجه دو سلول شبیه به هم به وجود می آید .

تقسیم چندتایی (Multiple fission) :

این حالت معمولا در زمان کیستی رخ می دهد . تاژکدار با از دست دادن تاژکهای خود کروی شکل می شود و با ترشح یک لایه ی ضخیم به نام کیست به دورخود آماده ی تقسیم چندتایی می شود . برای این منظور ابتدا با تقسیم دوتایی مضاعف می شود و سپس هر سلول با تقسیم مجدد دو سلول دیگر را به وجود می آورد .این تقسیمات ممکن است در نهایت به 32-16 سلول دختر بیانجامد .

تاژکداران جانوری :

بیشتر این تازکداران را تاژکداران انگلی تشکیل می دهند . میزبان آنها معمولا از بندپایان و مهره داران است و به عنوان انگل بیرونی یا درونی روی آنها یا درون بدن آنها زندگی می کنند .

تاژکداران همزیست :

تاژکدارانی انگلی هستند که قادر به زندگی مستقل نیستند . یعنی نه میزبان و نه انگل نمی توانند بدون وجود یکدیگر زندگی کنند . این تاژکداران بیشتر در در راسته ی هایپرماستیژیدا (Hypermastigida) وجود دارند .

 

 

 

زیر رده ی تاژکداران جانوری

تاژکداران

ابتدایی‌ترین اعضای این گروه تاژکداران جانوری هستند که معمولا زندگی آزاد داشته و هولوتروف هستند و به جلبکهای تاژکدار بی‌رنگ شباهتی بسیار دارند. تاژک این قبیل پروتوزوئرها جریانی در آب پدید می‌آورد که غذا را به سوی سلول می‌راند. تاژکداران جانورانی ابتدایی و آزاد و بدون تردید خاستگاه بسیاری از صورتهای دارای زندگی همزیستی امروزی هستند. مثلا گونه‌های مختلف تریپونوزوما به صورت انگل در سلولهای خون و لنف مهره‌داران مختلف به سر می‌برند. ترکونمفا همزیست دیگری است که چوب را در لوله گوارش موریانه هضم می‌کند.

 

آمیب هیستولتیکا:(ameoba.histoletica)

این انگل در روده ی انسان زندگی می کند و تولید بیماری اسهال خونی می کند .

این انگل از طریق آب و غذای آلوده وارد لوله ی گوارش انسان می شود.

این انگل دارای دو فرم است:

 

 

آمیب هیستولتیکا:(ameoba.histoletica)

این انگل در روده ی انسان زندگی می کند و تولید بیماری اسهال خونی می کند .

این انگل از طریق آب و غذای آلوده وارد لوله ی گوارش انسان می شود.

این انگل دارای دو فرم است:

تروفوزوئیت (فرم بیماری زا)

کیست(فرم انتقالی بیماری)

فرم تروفوزوئیت :فرم فعال بیماری است و زمانی است که انگل وارد دستگاه گوارش گردیده است.

فرم کیست:کیست فرم انتقال بیماری است.

 

شخص بیمار می تواند تا مدتی به عنوان ناقل بیماری جایگاه داشته باشد . تشخیص آزمایشگاهی این انگل از طریق آزمایش مدفوع می باشد .این تک یاخته از طریق کیست توسط آب آشامیدنی آلوده سبزی خام و افراد آلوده منتقل می شود.

آپالینا:

 

این تک یاخته ی مژه دار دارای بدنی پهن و چند هسته ی هم شکل و هم اندازه است.فاقد دهان است و از طریق سطح بدن خود به صورت فینو سیتوز (قطره خواری) تغذیه می کند انتقال این موجود به صورت کیست است که توسط لارو قورباغه خورده می شود.

ژیاردیا لامبلیا:

 

گروه دیگری از تک یاختگان که تولید بیماری می کنند دارای اندام حرکتی به نام تاژک هستند . تاژکداران دارای دو فرم کیست و تروفوزوئیت اند که در فرم تروفوزئیت دارای بدنی گلابی شکل (بادکنکی) و یک جفت هسته ی یکسان و یک شکل و تعدادی تاژک (8 عدد یا 4 جفت) و دارای یک صفحه ی مکنده برای چسبیدن به مخاط روده ی انسان هستند.

لازم به تذکر است که این انگل در روده ی باریک زندگی می کند .فرم کیست آن بیضی شکل و دارای تعدادی هسته و خرده های تاژک و غشایی شفاف در اطراف سلول دیده می شود هسته ها یک شکل هستند.

 این کیست همراه آب و مواد غذایی و دست های آلوده وارد بدن می شود کودکان بیشتر آلوده می شوند علائم بیماری بیشتر به صورت اختلالات گوارشی و اسهال  می باشد تشخیص آن از طریق مدفوع است بیشتر در نمونه مدفوع کیست دیده می شوند.

 

تاژکداران جانوري

الف) در اين آيه از طوفان و ملخ و شپش و وزغ و خون نام مي برد و آنها را مايه عذاب مي داند و در آيه بعد از بلا، نام مي برد يعني تمام اين عوامل مثل خون و ملخ و ... يک بلا هستند.

ب) خون، بعد از اسامي چند حيوان آورده مي شود که نشان دهنده ارتباط آنها با يکديگر است.

ج) رابطه بين عامل طوفان و پديده "Redtide" (قرمز شدن آب) را به خوبي بيان مي کند و جالبتر اين که اين عامل طوفان با افزايش ملخ ها و شپشک ها و وزغ ها رابطه مستقيم دارد. اين پديده، در مورد رود نيل - که در کنار اين رود قوم بني اسرائيل زندگي مي کردند- مي تواند صادق باشد. چنان که تا به حال چندين مورد از قرمز شدن آب و پديده "Redtide" در مورد رود نيل گزارش شده است. و در رود نيل به دليل اين که محيط رودخانه اي است بيشترعامل "Redtide" در اثر استرس محيطي چون طوفان رخ مي دهد.

اما مسئله قابل ذکر آن که اين خون به دلايلي چند مي تواند مايه عذاب براي قوم بني اسرائيل باشد:

۱) قرمز شدن آب باعث ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم مي شود. (به علت غيرطبيعي بودن اين امر).

۲) مرگ و مير ماهي ها و موجودات دريايي و همچنين انسان ها که از آنان تغذيه مي کنند.

۳) ايجاد بوي متعفن حاصل از مرگ ماهي ها و بقيه موجودات دريايي.

۴) خود اين پديده ايجاد بوي نامطبوع مي کند که باعث ايجاد ناراحتي هاي تنفسي مي شود.

۵) وجود اين سم در آب باعث ايجاد بيماري اسهال خوني و همچنين ايجاد سموم عصبي مي کند که بر روي سيستم اعصاب و سيستم هاي تنفسي اثر مي کند.

۶) خساراتي که به صنعت توريستي و ماهيگيري وارد مي کنند. سوالي که در اين جا مطرح مي شود اين است که منظور از خون چيست و چه رابطه اي بين طوفان و شپشک و وزغ و خون وجود دارد؟ و چرا بعد از کلمه طوفان و نام حيوان از "خون" نام برده شده است؟ در بسياري از تفاسير، خون را به معناي خون دماغ شدن عمومي مردم مطرح مي کنند، ولي مسئله اي که وجود دارد اين است که کلمه خون بعد از اسامي چند موجود (حيوان) مثل ملخ و وزغ و شپشک آمده است؛ احتمالاً کلمه خون نيز بايد مربوط به يک موجود باشد. تاژکداران داراي خصوصيات مشترک حيوان و نبات اند. دانشمندان علم جانورشناسي و گياه شناسي بر سر ارتباط اين موجودات به عالم حيوانات يا نباتات اتفاق نظر ندارند. DNA کروماتين داينوفلاژله ، مشابه باکتري است، به همين دليل آن را مزوکاريوت مي گويند. فرق داينوفلاژله با ساير يوکاريوت ها در محلDNA عمل تقسيم شدن و عملکرد کروموزم هاست. اين تاژکداران داراي سمي به نام ساکسيتوکسين (SAX ito xin) هستند که بر روي سلسله اعصاب اثر مي کند. وجود اين سم در انواع صدف ها و ماهي ها به علت تغذيه آنها از اين نوع تاژکداران مي باشد.

 

در سال ۱۹۲۷ نوعي اپيدمي ناحيه سانفرانسيسکو را فرا گرفت. مقامات مسئول با همکاري دانشمندان، تحقيقات رسمي را براي تبيين علت شيوع اپيدمي که ناشي از مسموميت انواع صدف ها بود آغاز نمودند. پنج سال بعد پس از بررسي هاي لازم متوجه شدند نوعي تاژکدار به نام Gonyaulax Centella در سطح وسيعي از منطقه افزايش يافته که احتمالاً موجب مسموميت شديد صدف ها گرديده است. تحقيقات آزمايشگاهي بعداً اين نظريه را تاييد کرد.

 

سرخ پوستان مناطق شمال غربي آمريکا از دير باز به رابطه بين مسموميت صدف ها و نشو و نماي بيش از حد تاژکداران پي برده بودند. قبايل ساکن اين نواحي، نگهباناني در نقاط مختلف ساحل مستقر مي کردند تا تغييرات رنگ آب در روز و نوراني بودن آن را در شب گزارش دهند؛ آنها هرگاه چنين علاماتي مشاهده مي کردند مسموم شدن صدف ها واقعيت مي يافت. انواعي از تاژکداران هنگام شب از خود نور ساطع مي کنند و چنين به نظر مي رسد که قسمتي از دريا شعله ور گرديده است.

 

تراکم مقدار تاژکداران در مرحله انفجار جمعيت به حدي است که در يک ليتر آب حدود ۴۰ ميليون عدد از آنها شناور است. بروز اين پديده نيز تنها با مسموميت صدف ها همراه نبوده بلکه گاهي نيز خسارات سنگيني به صنعت توريستي وارد مي سازد.

 

به اين معني که آب منطقه را آلوده و بدبو کرده و مرگ هزاران ماهي را موجب مي گردد. ماهي هاي مرده بر روي ساحل شسته شده در زير آفتاب متعفن مي شوند. از کشنده هاي قرمز (Redtide) همچنين گازهاي نامطلوبي متصاعد مي شود که در چشم ايجاد حساسيت مي کند. از طرف ديگر در اثر وزش باد، ساکنان ساحل به علت استنشاق گاز متصاعد از ناحيه آلوده دريا دچار مشکل تفنسي مي شوند، بدين ترتيب فضايي مشمئز کننده ايجاد مي شود که طبعاً هيچ توريستي حاضر به اقامت در چنين محيطي نخواهد بود. اين جلبک ها سم هاي مضري توليد مي کنند که در ماهي و ديگر جانوران دريايي تجمع پيدا کرده و غلظت هاي زيادي از اين سموم سبب مرگ ماهي شده و با مسموميت صدف ها و ماهي ها مواد سمي دريايي براي انسان توليد مي کند. سموم بسياري از گونه ها براي مثال گونهGonyaulax Cetenlla سموم عصبي بسيار قويي هستند که همراه با حرکت يون سديم از عرض غشاهاي عصبي انسان به سلول تداخل مي کنند. اين سم نيز مي تواند بر روي سيستم تنفسي فرد اثر گذاشته و در عرض بيست دقيقه باعث ايجاد خفگي در فرد شود.

 

از طرف ديگر گروه ديگري از اين تاژکداران در انسان باعث ايجاد بيماري اسهال خوني مي شوند. علت قرمز شدن آب ماهيگيران در هنگام صيد متوجه شدند که ماهي هاي منطقه دچار مشکل تنفسي شده و براي استفاده از اکسيژن هوا به سطح آب روي مي آورند. ماهيگيران نمونه آب زرد را با خود به ساحل آورده و پس از آزمايش نمونه اعلام کردند نوعي تاژکدار که داراي خال هاي زرد رنگ است به حد وفور در آب ديده شده است. آنها همچنين اظهار کردند که اين موجودات پس از مرگ به رنگ قرمز در مي آيند. بنابراين علت تغيير رنگ آب، هنگام ظهور اين پديده نيز مشخص گرديد که علت قرمز بودن آب اين است که اين نوع از تاژکداران علاوه بر پيگمان سبز، داراي پيگمان هاي سرخ هستند و به اين جهت رنگ آب را مانند خون مي سازند بنابراين، اين پيگمان ها در قرمز کردن آب موثر هستند. به همين دليل به آنها گروهPylrohopyta (گياه داراي بدنه رنگي) مي گويند.

 

حقيقت اين است که درباره عامل مرگ ماهي ها هنگام پديدار شدن کشنده هاي قرمز که تاکنون مشخص شده است، وجود سه عامل قطعي به نظر مي رسد:

 

۱) سم حاصله از اين تاژکداران.

۲) مسدود شدن مجاري تنفسي يا برانش (آبشش) ماهي به وسيله اين موجودات و ايجاد خفقان.

۳) کمبود شديد اکسيژن آب به علت مصرف آن در مرحله پوسيدگي آنها. طوفان مهمترين عاملRedtide صدمات و خسارات ناشي از بروز کشنده قرمز در زمينه هاي توريستي، ماهيگيري و ساير فعاليت هاي توليد؛ و حتي مرگ و مير بسياري از انسان ها موجب گرديد که نسبت به علل پيدايش اين پديده، مطالعات و تحقيقات وسيعي به عمل آيد.

 

در سال۱۹۷۲ کارشناسان آزمايشگاه دريايي موت mote واقع در ساحل غربي فلوريدا به موفقيت هايي در اين زمينه نايل آمدند. تحقيقات انجام شده نشان داد که افزايش حرارت، تقليل ميزان نمک و افزايش مواد غذايي آب به خصوص ويتامين B۱۲ از عوامل موثر در ايجاد محيط مناسب براي رشد سريع تاژکداران مي باشند. ويتامينB۱۲ که حاصل فعاليت باکتري ها در محيط پوشيده و از گياه مناطق مردابي است پس از بارندگي هاي شديد به مقدار زياد به دريا شسته مي شود.

 

ريزش باران از طرفي موجب کم شدن نمک آب مي گردد و به اين ترتيب محيط مناسبي براي رشد تاژکداران به وجود مي آيد. مهمترين عامل"Redtide" (قرمز شدن آب) مي تواند عامل طوفان باشد. طوفان و ايجاد موج هاي طوفاني، خود خسارات سنگين وارد کرده و باعث کشته شدن تعداد زيادي از مردم مي شود. از طرف ديگر طوفان با ايجاد و حمل مواد به داخل آب از يک طرف و از طرف ديگر جرياناتLougmri باعث به هم ريختگي زون سطحي مي شود و باعث فراوني يک دفعه وbloom داينوفلاژله ها مي شود. (M.Grant ۱۹۸۷).

 

اين عوامل باعث مي شود" دافلاژله ها"- که داراي قدرت توليد مثل سريع و اجتماع زياد در پهنه دريا هستند - به صورت آب قرمز، سرخ، شيري، زرد يا امواج سمي (Poisonous) در سواحل درياها آشکار گردند. که به طور فصلي تلفات سنگيني به انسان وارد مي کند. اين موجودات ميکروسکوپي اگر تعدادشان ناچيز باشد بي خطرند ولي هنگامي که تعدادشان به ميليون ها فرد در يک ليتر آب برسد بسيار خطرناک مي شوند و موجب مرگ و مير فراواني مي گردند.

 

در حال حاضر خطر ناشي از "داينوفلاژله" بيشتر متوجه کشورهايي است که به عرض جغرافيايي پايين و مجاور دريا قرار دارند؛ زيرا تحقيقات نشان داده است که تنوع فراواني داينوفلاژله ها در اين عرض از نواحي ديگر بيشتر بوده و هر سال تلفات زيادي را به ساکنان اين نواحي وارد مي کند. عواملي چون طوفان، زلزله، ريزش شديد باران باعث اين پديده مي شوند.

 

{(۲۰۰۲).Mudei}. و مساله جالبتر اين است که طوفان بر روي وزغ و ملخ و شپشک و فراواني يک دفعه آنها اثر بسيار جالبي دارد. وقوع طوفان با ايجاد جريان هاي آب و باد باعث افزايش املاح و رطوبت در ناحيه مي گردد که مي تواند به تخمگذاري و مهاجرت ملخ ها کمک فراواني بکند.

 

از طرف ديگر ايجاد استرس محيطي مثل طوفان مي تواند روي وزغ ها تاثير گذاشته و آنها را از پناهگاه هاي خود خارج کند. به هر حال رابطه جالبي بين طوفان و فراواني وزغ و شپشک و ملخ وجود دارد که از حوصله اين بحث خارج است.

لیشمانیا

تعریف

 

لیشمانیاها بیماریهای انگلی هستند که توسط انگلهای تک یاخته ای از جنس لیشمانیا ایجاد میشوند این انگلها از گروه تاژکداران خونی و بافتی هستند که به اشکال مختلفبروز میکنند به همین دلیل اصطلاح لیشمانیوز به یک طیف بیماری اشاره دارد.

 

اهمیت بهداشتی

لیشمانیاها بیماریهای متعددی ایجاد میکنند که از لحاظ اپیدمیولوژیک و کنترل به کلی متفاوتند ولی از جهات علائم بالینی ، امکان دارد بعضی از آنها در تمام یا قسمتی از مراحل بیماری یکسان باشند در ایران مشکل اصلی لیشمانیوزهای جلدی و احشایی است ( نوع جلدی مخاطی در ایران وجود ندارد)

تعریف موارد لیشمانیوز جلدی

مورد مظنون لیشمانیوز جلدی : پاپول یا زخم پوستی ( بیشتر در نقاط باز بدن) در منطقه آندمیک ، که بیش از 10 روز طول کشیده باشد.

 

مورد محتمل لیشمانیوز جلدی : وجود پاپول یا زخم پوستی که بتدریج افزایش اندازه یافته ، اولسر آن گاهی سطحی و برآمده بصورت زخمهای عمیق و چرکی با کتلره های قرمز رنگ است.

 

مورد قطعی لیشمانیوز : دیده شدن انگل در گسترش تهیه شده از ضایعه پوستی ( اسمیر ) یا کشت .

 

درمان لیشمانیوز جلدی

در مورد زخمهای ملایم خودبخود محدود شونده ، درمان سیستمیکبا ترکیبات آنتیموان ، گران و سمی است لذا توصیه میشود این زخمها ، فقط با گاز استریل پانسمان شوند .

 

در زخمهای جلدی وسیع و یا تغییر شکل یافته ، ترکیبات آنتیموان 5 ظرفیتی بمیزان روزانه mg/kg20 -10 بمدت 20-10روزتوصیه میشود درمان را باید در مورد زخمهایی که به آرامی به درمان پاسخ میدهند تا مدت 30 روز ادامه داد در صورت نقص پاسخ درمانی ، دومین و یا حتی سومین دوره درمانی میتواند موفقیت آمیز باشد .

 

تزریق داخل زخمی آنتیموان پنج ظرفیتی نیز موثر است .

در صورت عفونت ثانویه باکتریایی ، باید از آنتی بیوتیک و مراقبت موضعی زخم استفاده کرد .و پوسته روی زخم را نباید برداشت .

کتوکونازول بمیزان روزانه400-200میلی گرم ، برای مدت 6-4 هفته روی حدود 70% بیماران با زخمهای ایجاد شده توسط لیشمانیا ماژور موثر است .

 

در صورت عدم پاسخ دهی مناسب به ترکیبات آنتیموان 5 ظرفیتی ، آمفوتریسین B ، داروی جایگزین مفیدی است .

 

 

تعریف موارد لیشمانیوز

 

مورد مظنون کالا آزار : بروز علائم بالینی بصورت بیماری تحت حاد شامل تب ، هپاتومگالی( بزرگی کبد)،اسپلنومگالی( بزرگی طحال) ، کاهش وزن ، کم خونی و تغییر زنگ پوست .

 

مورد محتمل کالا آزار : علائم بالینی همراه با آزمایش DAT و IFA مثبت.

 

مورد قطعی کالا آزار : دیدن انگل در گسترش تهیه شده از بافت ها (طحال ، مغز استخوان و غدد لنفاوی ) و یا بدست آوردن آن در محیط کشت .

 

درمان کالا آزار

برای درمان اشکال مختلف لیشمانیوز بجرء نوع منتشره آن ، ترکیب پنج ظرفیتی آنتیموان بمیزان روزانه mg/kg 20 بمدت روز توصیه میشود افرادی که به درمان با آنتیموان در دوره اول جواب درمانی مناسب نمیدهند ممکن است در دوره دوم و یا حتی دوره سوم پاسخ مناسب بدهند و آنتیموان دراین دوره تا 30 روز قابل تجویز است . ترکیبات آنتیموان ، عوارض دارویی کبدی و قلبی دارد .

 

در صورت عدم پاسخ به آنتیموان ، انتخاب دوم آمفوتریسین B و پنتامیدین است . آمفوتریسین B روزانه یا هفته ای3 بار بصورت IV (انفوزیون داخل دکستروز 5 درصد طی 4 ساعت ) تجویز میشود. درمان با دز اولیه 10-5 میلی گرم شروع میشود و در هر نوبت تجویز ،10-5 میلی گرم افزایش می یابد تا زمانی که دز کامل 3-1 گرم داده شود.

 

اين بيماري در حال حاضر350ميليون مرد ، زن و بچه را در 88 كشور جهان تهديد مي كند ، 72 كشور از اين مجموعه در حال توسعه اند.  اغلب اين كشورها در نواحي گرمسيري و نيمه گرمسيري قرار دارند نواحي كه بيماري در آن يافت مي شود از جنگلهاي پر باران مركز و جنوب آمريكا تا بيابانهاي شرق آسيا كشيده شده است . بطور مثال 90% موارد ليشمانيوز احشايي در كشورهاي بنگلادش ، برزيل ، هند ،  نپال ، سودان و 90% موارد ليشمانيوز جلدي در افغانستان ، برزيل ، ايران ، پرو ، عربستان و سوريه يافت می شود.

در ايران مشكل اصلي ليشمانيوزهاي جلدي و احشايي است و در  بعضي از مناطق كشور به شكل آندميك ديده مي شود. بررسي هاي صورت گرفته حاكي از آنست كه ساليانه 000/30 مورد ليشمانيوز در كشورمان رخ ميدهد. مي توان ليشمانيوزيس را بيماري ناشي از فقر ناميد در كشوري مثل هند با بار زياد بيماري ( 88 % ) افراد بيمار درآمدي كمتر از دو دلار داشتند و از لحاظ اقتصادي ، اجتمايي و آموزشي در سطح پاييني قرار داشته اند. از آنجا كه امكان تأمين خدمات براي تمام افراد جامعه وجود ندارد برنامه ريزي ها بايد معطوف به گروه در معرض خطر باشدتا با توجه به گستردگي شيوع بيماري بتوان از بروز موارد جديد جلوگيري كرد. همچنين بيماري با اطلاع رساني به مردم بويژه در روستاهها و مناطق گرمسيري قابل كنترل است و اين مهم نيازمند همكاري و هماهنگي ارگانهاي مختلف مسئول مي باشد زيرا براي پيشگيري و كنترل تنها راهكارههاي بهداشتي و درماني موثر نيست.

لازم بذكر است پيامد ناشي از ابتلا به بيماري مانند مرگ ومير در اثر نوع احشايي و آسيبهاي جدي روحي و اجتمايي ناشي از اسكار در نوع جلدي در واقع اهميت مبحث پيشگيري و كنترل بيماري  را گوشزد مي كند.

عامل اتيولوژی :

 

عامل بيماري يك انگل تك ياخته ايي از جنس ليشمانيا ( Leishmania ) است كه از گروه تاژكداران خوني و بافتي بوده  و بيماري ناشي از آن شامل موارد زير مي باشد:

1- ليشمانيوز جلدي (Cutaneous leishmaniasis) :  سبب زخمهاي پوستي مي شود.

2- ليشمانيوز احشايي (  Visceral leishmaniasis) : بر اندامهاي داخل بدن مثل طحال ، كبد و مغز استخوان اثر مي گذارد و به پوست محدود نمي شود .ليشمانيوز جلدي در ایران بطور معمول سالك خوانده مي شود كه توسط ليشمانيا تروپيكا مينور و ليشمانيا تروپيكا ماژور ايجاد مي شود هر سال 5/1ميليون نفر در جهان به اين بيماري مبتلا مي شوند . ليشمانيوز احشايي يا كالا آزار در ایران توسط انگل ليشمانيا اينفانتوم ايجاد مي شود و سالانه 500 هزار مورد از اين بيماري در جهان رخ مي دهد .

جنس ليشمانيا :

ناقل انگلهاي جنس ليشمانيا پشه خاكي از جنس فلوبوتوموس مي‌باشد.

انگل در ميزبان بي‌مهره بشكل لپتومونائي است.

ميزبان مهره‌دار پستانداران و خزندگان هستند.

انگل در ميزبان مهره‌دار بشكل ليشمانيائي است.

 

 مورفولوژي و چرخة زندگي :

در ميزبان مهره‌دار انگل بشكل ليشمانيائي در داخل سلولهاي ماكروفاژ وجود دارد و جسم ليشمن ناميده مي‌شود. (اسامي افراديكه اولين بار آنرا كشف كردند).

اندازة جسم ليشمن 4-2 ميكرون است.

اجسام ليشمن در بدن بوسيله سلولهاي ماكروفاژ بلعيده مي‌شوند اما بجاي اينكه از بين بروند رشد كرده و از راه تقسيم ساده تكثير پيدا مي‌كنند.

ماكروفاژها پاره شده و تعداد زيادي جسم ليشمن آزاد مي‌شود و سلولهاي ديگر را مورد تهاجم قرار ميدهند.

سلولهاي آلوده توسط پشه خاكي ماده در موقع خونخواري بلعيده مي‌شوند.

پشه ماده براي تخم‌گذاري احتياج به پروتئين دارد لذا بايد خونخواري كند.

 

در دستگاه گوارشي پشته انگلها از سلولهاي بيگانه خوار خارج مي‌شوند و پس از ‌آزاد شدن، دراز و كشيده شده و با ايجاد تاژك بشكل لپتومونائي در مي‌آيند .

 

انگلها از راه تقسيم دوتايي تكثير مي‌يابند.

اين عمل از موقع ورود انگل به دستگاه گوارش پشه خاكي 10 روز طول مي‌كشد.

پشه خاكي هر 5 روز يكبار خون مي‌خورد.

اگر پشه خاكي آلوده بمنظور خون خوردن ميزبان مهر‌داري را نيش بزند همراه بزاق خود تعداد زيادي از اشكال لپتومونائي انگل را به داخل پوست و خون ميزبان تزريق مي‌كند و چرخه دوباره آغاز مي‌شود.     

 

انواع انگلهاي جنس ليشمانيا :

انواع انگلهاي جنس ليشمانيا كه در انسان ايجادليشمانيوز يا ليشمانيازيس مي‌كنند.

عبارتند از :

الف:‌ليشمانيا تروپيكا   ب: ليشمانيا دونواني

 الف: ليشمانيا تروپيكا :

ليشمانيا تروپيكا عامل ليشمانيوز جلدي يا سالك يا زخم شرقي در انسان مي‌باشد.

سالك يكي از بيماريهاي بومي ايران است.

ميزبان بي‌مهره پشه خاكي بنام فلوبوتوموس پاپاتاسي است.

ميزبان مهره‌دار انواع بخصوصي از پستانداران مانند انسان، سگ و بعضي از جوندگان وحشي است.

انتشار انگل در بدن ميزبان مهر‌ه‌دار معمولاً محدود به پوست در محل گزش پشه خاكي آلوده است.

در اغلب موارد در اثر وجود باكتريها ضايعه پوستي به يك زخم چركي تبديل مي‌شود.

دوره‌بيماري سالك معمولاً 12-6 ماه است و در اغلب موارد خودبخود خوب مي‌شود ولي محل زخم بصورت يك لك در پوست باقي مي‌ماند كه به آن اسكار و يا سيكاتريس مي‌گويند.

ابتلاء به سالك باعث مصونيت مي‌شود.

 دو نوع ليشمانيوز جلدي يا سالك وجود دارد:

الف: سالك خشك‌:

عامل آن يك نوع فرعي از ليشمانياتروپيكا بنام مينور است.

اين سالك بيشتر در مناطق شهري ديده مي‌شود و زخم آن خشك است و مخزن آن سگ مي‌باشد.

    ب- سالك مرطوب :

عامل آن يك نوع فرعي از ليشمانياتروپيكا بنام ماژور است.

اين سالك بيشتر در مناطق روستائي ديده مي‌شود و زخم آن مرطوب است و مخزن آن موش است.

ب: ليشمانيا دونوواني :

 

ليشمانيا دونوواني عامل ليشمانيوز احشائي يا بيماري كالاآزار مي‌باشد.

اين بيماري در ايران بصورت تك‌گير تقريباً در تمام نقاط مشاهده شده است.

علاوه بر انسان، آلودگي در سگ نيز ايجاد شده و اين حيوان نقش مخزن انگل را دارا مي‌باشد.

ناقل بيماري كالا آزار نوعي پشه خاكي است در ايران بنام فلوبوتوموس ماژور مي‌باشد.

محل زندگي اين انگل در انسان در داخل سلولهاي سيستم رتيكواندوتليال اعضائي مثل طحال، كبد، مغز استخوان، غدد لنفاوي و مخاط روده است.

در اين بيماري كبد و طحال بيمار بزرگ شده و باعث بزرگي شكم مي‌شود.

كم‌خوني و لاغري نيز بوجود مي‌آيد.

از بين رفتن سلولهاي بيگانه خوار سبب ضعيف شدن قواي دفاعي مي‌شود.

روش انتقال :

از طرق گزش پشه ريزي به نام پشه خاكي (  از جنس فلبوتوموس ) بيماري منتقل  مي شود 500 نوع فلبوتوموس شناخته شده كه 30 نوع آن بعنوان ناقل بيماري شناخته شدند . اندازه پشه 3-2 ميلي متر است. (3/1 اندازه پشه هاي معمولي )؛ بدن پشه پوشيده از مو به رنگ زرد مايل به كرم است .پشه ماده خونخواري مي كند و از خون انسان و بعضي پستانداران تغذيه مي كند. پشه خاكي هنگام پرواز هيچ صدايي توليد نمي كند و فرد حضورش را احساس نمي كند ، بعلاوه  بدليل كوچك بودن ديدنش خيلي سخت است . پشه خاكیSand flyاغلب غروب  طلوع آفتاب فعال بوده ولي خونخواري در شب انجام مي گيرد، (در جنگلها و مكانهاي تاريك ميتواند در طول روز نيز خونخواري كنند به خصوص اگر فعاليت انسان براي آنها مزاحمت ايجاد كند )، در زمان گرماي روز غيرفعال است و در جاي تاريك مرطوب در  زير زمين و قسمت سايه دار اماكن انساني و حيواني استراحت میکند. اصطبلها و خانه ها  مکان مناسبي جهت استراحت هستند ) تمام سنين در معرض خطر گزش هستند بويژه اگر افراد در مناطق آلوده زندگي مي كنند يا به اين نواحي مسافرت نمايند.در كانون هاي شهري كودكان و بزرگسالان به يك نسبت مبتلا مي شوند در حالي كه در كانون هاي روستايي ، بيماري بيشتر در كودكان زير پنج سال بروز مي نمايد .

خطر آلوده شدن براي افرادي كه در فضاي آزاد مي خوابند يا در شب خارج از اماكن فعاليت دارند بیشتر است. بيماري در مناطق روستايي نسبت به مناطق شهري شيوع بيشتري دارد اما در حومه شهر هم بيماري يافت  میشود.در ليشمانيوز جلدي روستايي پشه خاكي از جنس فلبوتوموس پاپاتاسي و در نوع شهري فلبوتوموس سرژانتي بعنوان ناقلين بيماري مطرح هستند .

 

مخزن بيماري :

مخزن بيماري در ليشمانيوز شهري انسان است ولي سگ بطور اتفاقي به بيماري مبتلا مي شود يعني در درجه اول بيماري از انسان به انسان منتقل مي شود در نوع روستايي بيماري در درجه اول بين حيوانها شايع است و ابتلا انسان بطور معمول فرع بر آلودگي حيوانهاست. ليشمانيوز روستايي  بیشتر در جايی ديده مي شود كه اولا  حیوانات مخزن بیمار (مهمترین مخزن  در ایران رومبوميس اوپيموسRhombomys opimus از خانواده جوندگان ) وجود داشته باشد و جمعيت آنها نيز به اندازه كافي زياد باشد  ثانيا پشه خاكي ناقل نيز وفور كافي داشته باشد. ثالثاً انسان به دلايلي در مجاورت حیوانات آلوده قرار بگيرد . همچنين در ليشمانيوز احشايي حيواناتي از سگسانان وحشي از قبيل روباه و شغال مخزن بيماري شمرده مي شوند.

دوره كمون بيماري :

پس از طي دوره كمون بيماري ظاهر مي شود اين دوره در ليشمانيوز جلدي شهري طولاني است يعني چند ماه تا يكسال به همين دليل وفور فصلي معين ندارد و در تمام ماههاي سال موارد جديد ديده مي شود. در ليشمانيوز جلدي روستايي دوره كمون كوتاهتر است يعني اين دوره از چند هفته تا چند ماه بطول مي انجامد از آنجا كه  بيشترين ميزان آلودگی

پشه هاي خاكي در ماههاي ماههاي مرداد و شهريور ديده مي شود قسمت اعظم موارد انساني بيماري در ماههاي آبان تا دي شروع ميشوند .در نوع روستايي دوره بيماري كوتاه بوده و در كانونهاي طبيعي بطور متوسط 5 تا 6 ماه طول مي كشد بنابراين بيماري به شكل واضح وفور فصلي دارد يعني بيشترين موارد در ماههاي ذكر شده مشاهده مي شود .

 

علائم باليني :

در ليشمانيوز جلدي پس از طي دوره كمون كه از چند هفته تا چند ماه طول مي كشد ابتدا در محل نيش پاپول

( Papule ) پديدار ميشود كه زيرآن بتدريج گرانولومي ايجاد شده كه كم كم قطرش بزرگترمي شود در بعضي موارد به 5/2 سانتي متر مي رسد و پوست سطح آن زخم مي شود و عفونت  اضافي هم ايجاد مي شود بطوري كه پس از گذشت يك تا دو ماه زخمي به قطر 2-1 سانتي متر با كبره به همراه ترشح كم يا زياد يا بدون ترشح ظاهر مي شودكه چندين ماه و گاه بيش از يكسال طول مي كشد تا زخم بهبود يابد . پس از بهبودي جوشگاه  (Scar) تا آخر عمر باقي مي ماند و ايمني نيز بطور معمول تا آخر عمر تداوم مي يابد . بیشتر زمانها ليشمانيوز شهري به شكل سالك خشك و ليشمانيوز روستايي بصورت سالك مرطوب تظاهر مي يابد در سالك مرطوب زخم بزرگتر و چرك و ترشح بیشتر است .در سالك شهري زخم ناشي از انگل خشك و عموماً برآمده و آتشفشاني شكل با مركز فرو رفته است كه توسط بافت گرانوله پوشيده شده و داراي لبه هاي سفت است بر خلاف نوع شهري كه بهبودي ضايعه از قسمت وسط آن شروع مي‌شود، در اينجا از قسمت وسط و اطراف به طور همزمان شروع مي‌گردد و بهبودي ضايعه نيز نظير ظهور آن به سرعت حاصل شده معمولاً كمتر از يك سال طول مي‌كشد.در ليشمانيوز احشايي بيماري معمولا مخفيانه و بدون علامت است و به كندي پيشرفت مي كند تظاهرات بيماري شامل تب نامنظم و مواج تا40 درجه ، بيقراري ، درد ناحيه طحال ، سرفه ، كاهش وزن بدن ، بزرگي طحال و كبد در نهايت ، بزرگي شكم ،كم خوني و كم شدن گلبول سفيد ، قرمزو پلاكت خون ، ورم دست ، صورت و پاهها هم ديده مي شود .در اين بيماري از بين رفتن سلولهاي بيگانه خوار و كاهش سيستم ايمني بدن سبب آمادگي بيمار براي پذيرش ساير عفونتها شده و اگر تشخيص و درمان بموقع صورت نگيرد موجب مرگ مي شود .

 

پيشگيري و كنترل :

عمليات كنترل ليشمانيوز دركشورما بیشتر مشتمل بربيماريابي و درمان آنها ، مبارزه با پشه خاكي بصورت جلوگيري از زاد و ولد يا سمپاشي براي از بين بردن پشه خاكي هاي بالغ ، محافظت اشخاص از نيش پشه خاكي با بكار گيري پشه بند يا تجويز داروهاي دافع حشرات ، مبارزه با مخزن بيماري بصورت از بين بردن سگهاي ولگرد و سگهاي خانگي بيمار و يا از بين بردن جوندگان مخزن بيماري تا شعاع معيني اطراف اماكن انساني و بالاخره بكار بردن واكسن، اقداماتي هستند كه اشخاص در معرض خطر را حفاظت مي كند.

 

اقدامات پيشگيري كننده :

1 - نابودي‌محل‌هاي‌تخم‌ريزي‌حشره‌ناقل‌كه‌عمدتاً شامل‌محل‌هاي‌نمناك‌،تنه‌پوسيده‌درختان ‌، لانه‌جوندگان‌صحرايي ‌، شكاف‌ديوارهايي‌كه‌نمناك‌باشد.

2 - از بين‌بردن‌حيواناتي‌كه‌مخزن‌بيماري‌هستند مثل‌سگ ‌، روباه‌، شغال‌و موش‌صحرايي‌كه‌در نواحي‌مختلف‌مخزن‌بيماري‌ممكن‌است‌فرق‌بكند.

3 - محافظت‌از گزش‌پشه با استفاده از دور كننده حشرات دي اتيل تولوآميدDEET)) با غلظت  35-30 % درپيشگيري‌بسيار مهم‌مي‌باشد،به‌خصوص‌در مواقعي‌كه‌پشه‌حداكثر فعاليت‌(يعني‌حوالي‌غروب‌آفتاب‌تا طلوع‌خورشيد) را دارد. علاوه‌بر اين‌استفاده‌از وسايل‌محافظتي‌مكانيكي‌مثل‌توري ‌و پشه‌بندبسيار ريز بافت بطوري كه حداقل 18 سوراخ در هر اينچ داشته باشد به‌خصوص‌درمناطقي‌كه‌بيماري‌به صورت بومي وجود دارد .

4 - آغشته‌كردن‌لباس‌ها ورختخواب‌و همچنين‌پشه‌بندها و تــوري‌ها به‌حشره كش پرمترين (Permethrin)‌واســتفاده‌از حشره‌كش‌قبل‌ازخواب‌نيز در پيشگيري‌مؤثراست‌.

5- پاكسازي‌محيط ؛ ازآنجايي‌كه‌پشه‌خاكي‌نقش‌مهمي‌در انتقال‌بيماري‌دارد بايستي‌نسبت‌به‌پاكسازي‌محل‌زيست‌آن‌اقدام‌شود اين‌اقدامات‌شامل:‌مسطح‌كردن‌اراضي‌اطراف‌شهرك‌و بيرون‌بردن‌نخاله ‌هاي‌ساختماني‌ازاطراف‌شهرستان‌و سمپاشي‌محل‌اصطبل‌ها، مرغداري‌ها ومخروبه‌هاي‌نزديك‌شهربا حشره كش هاي ابقايي مي‌باش‍‍‍‌‌‌‍د .

6 - آموزش‌بهداشت‌به‌مردم‌مناطق‌آلوده‌براي‌شناخت‌بيماري‌و روش‌هاي‌انتقال‌وراههاي‌جلوگيري‌از آن‌كمك‌شاياني‌به‌جلوگيري‌از انتشاربيماري‌مي‌نمايد.

7- رعايت‌بهداشت‌فردي ؛ چون‌دوره‌آلوده‌كنندگي‌تاموقعي‌است‌كه‌انگل‌تك‌ياخته‌در زخم‌وجود دارد و درموارد درمان‌نشده‌اين‌مدت‌ممكن‌است‌يك‌سال‌يا بيشترطول‌بكشد، لذا پوشاندن‌زخم‌براي‌جلوگيري‌از گزش‌مجددتوسط پشه‌هم‌در پيشگيري‌مؤثراست .

8– واكسن؛ اگر چه‌در حال‌حاضر واكسن‌مؤثري‌بر ضداين‌بيماري‌وجود نداردولي‌تحقيقات‌وسيع‌براي‌استفاده‌از واكسن‌حاوي‌آنتي‌ژن‌گرفته‌شده‌از انگل كشته‌شده‌درايران‌در حال‌بررسي‌است‌. يك‌روش‌قديمي‌براي‌جلوگيري‌از ابتلاي‌به‌بيماري ‌، ليشمانيزاسيون‌به‌معني‌تلقيح‌انگل‌زنده‌و ايجادبيماري‌دريك‌محل‌خاص‌براي‌جلوگيري‌ازانتشاربيماري‌درافرادي‌است‌كه‌به‌مناطق‌بومي‌بيماري‌مسافرت‌مي‌كنندچون‌در ليشمانيزاسيون ‌از نمونه‌زنده‌و بيماريزاي‌انگل‌استفاده‌مي‌شود، براي افرد مبتلا به‌نقص‌ايمني‌خطرات‌فراواني دارد‌، لذا به‌ندرت بكار برده مي شود.

9 - تغيير شرايط زيست‌محيطي ؛ كاشت‌درخت‌هاي‌طاق‌و گزدر اطراف‌شهرستان‌هاي‌كويري‌و استان‌اصفهان‌به‌منظور بيابان‌زدايي‌شرايط زيست‌محيطي‌خوبي‌براي‌رشد جمعيت‌موش‌ها فراهم‌نموده‌است‌. تغيير اين‌شرايط باتبديل‌كاشت‌گونه‌هاي‌ديگردرخت‌شرايط را براي‌محيط زيست‌موش‌ها نامساعد مي‌كندو از جمعيت آنها

 مي كاهد .

 10 - درمان‌جهت‌افراد مبتلا ؛ زخم‌سالك‌با درمان‌، سريعتر وبدون‌درمان‌حدوداً يكسال‌بعد بهبود مي‌يابد، لذا با درمان‌موارد انساني‌اقدام‌موثري‌براي‌كنترل‌بيماري‌و كوتاه‌كردن‌دوره‌انتقال‌بيماري‌مي‌توان‌انجام‌داد . 

 

درمان:

سالك‌اگر رو به‌بهبود است‌وگسترش‌نمي‌يابد و در محلي‌نيست‌كه‌زيبايي‌به‌مخاطره‌بيفتد نياز به‌درمان‌ندارد ، ولي‌اگر زخم‌بزرگ ‌، چركي‌يامتعدد باشد بايد درمان‌شوند ،كه‌ظرف‌تا 8 هفته‌به‌درمان‌جواب‌مي‌دهد. اگر عود كردبايد يك‌دوره‌درمان‌شود وبين‌دو دوره‌بايد2 هفته‌فاصله‌باشد. در صورت‌عفونت‌ثانويه، ‌ابتدا عفونت درمان شود .تصميم‌گيري‌در مورد درمان به‌محل‌و وسعت‌ضايعه بستگي‌دارد.

ولي‌بهر حال‌فرم‌هاي‌كوچك ‌، خود بخود بهبودمي‌يابند و نياز به‌درمان‌خاصي‌ندارند، با مشاهده‌هر زخمي‌كه‌كورك‌مانندبوده‌ودرنقاط باز بدن‌باشد و بعد از دو هفته‌بهبود نيابد به‌خصوص‌درمناطق‌بومي‌بيماري ،‌بايستي‌فرد جهت تشيخيص آزمايشگاهي و درمان ارجاع‌داده شود.

در مواردي‌كه‌درمان‌مورد نيازاست‌آن‌را به‌دو صورت‌مي‌توان‌انجام‌داد:

 الف ) - درمان‌موضعي ؛ در اين روش دارو درناحيه‌مبتلا مورد استفاده‌قرارمي‌گيرد و شامل‌موارد زيراست‌:

    1 - تزريق‌داخل‌و اطراف‌ضايعه‌

    2 - درمان‌با روش‌سرد نمودن‌ضايعه‌يا كرايوتراپي

    3 - گرمادرماني

    4 - درمان‌با تركيبات‌دارويي‌موضعي‌(مثل‌پمادها)

  ب ) -  درمان‌سيستمي‌؛ در اين‌روش‌داروي‌مورد نيازاز طريق‌تزريق‌عضلاني‌استفاده‌مي‌شود و در موارد زيركاربرد دارد:

  الف‌عدم‌بهبود با درمان‌موضعي‌

 ب‌محل‌نامناسب‌ضايعه‌براي‌درمان‌موضعي‌مثل‌نوك‌بيني‌و اطراف‌ارگانهاي‌حياتي مثل‌گوش‌و چشم 

  ج‌درمان‌انواع‌منتشر پوست‌

  بايستي‌توجه‌داشته‌باشيد كه‌در حاملگي‌وشيردهي‌و نارسايي‌كليه‌استفاده‌از داروهاي‌سيستمي‌ممنوع‌مي‌باشد .

پشه بند :

تــرويج استفاده از پشه بند آغشته به ســــم يكي از اقـــــــدامات مــهم مورد  تاييد ROLL BACK  MALARIA))RBM براي محافظت بدن انسان در برابر انتقال مالاريا است . بعلاوه استفاده از پشه بند آغشته به سم، بدن انسان در برابر ساير بیمار هاي قابل انتقال از طريق ناقلين نظير ليشمانيوز نيز محافظت مي كند . محدوديت منابع مالي برنامه هاي كنترل ناقلين و كاهش حشره كشهاي كم ضرر استفاده از پشه بند هاي آغشته به حشره كش را عقلاني  مي نمايد .اندازه پشه بندها متفاوت بوده و به شكل هاي مختلفي مانند مستطيل و مخروط ساخته مي شوند . نوع مخروطي راحت تر آويزان و جمع مي شود و اين موضوع به ويژه در اتاق هاي كوچك اهميت بيشتري دارد. مزيت نوع مستطيل كاهش امكان تماس انسان با پشه بند است .

 ابعاد استاندارد پشه بندهاي مستطيل شكل cm 180  طول، cm 130 پهنا و cm 150 ارتفاع است .  اندازه روزنه هاي پشه بند ها معمولا به قطر 5/1-2/1 ميلي متر با 156 سوراخ در هر اينچ مربع(اندازه توصيه شده براي اكثركشورهاي گرمسيري )مي باشدكه به اندازه اي كافي كوچك بوده تا از ورود پشه به داخل آن جلوگيري كند، ولي حشرات خيلي كوچك مانند پشه خاكي هاي فلبوتومينه و ميدج هاي خونخوار ممكن است وارد شوند . فقط پارچه هاي ضخيم با روزنه هاي خيلي ريز (اندازه روزنه هاي تور كمتر ار 2/0 ميليمتر با 18 سوراخ در هر اينچ  )و پشه بندهاي آغشته به سم مو جب حفاظت در مقابل اين دسته از حشرات مي شوند.

 پرمترين(PERMETHRIN )معمولي ترين حشره كش هاي توصيه شده براي آغشته سازي پشه بند و لباس است . ثابت شده كه اين حشره كش در كنترل آفات بسيار موثر است و هيچ اثرات جانبي نا مطلوب ندارد .

در استفاده از پشه بند آغشته به حشره كش نكات زير رعايت شود :

1. از شستشوي مكرر پشه بند آغشته به حشره كش جلوگيري كنيد .

2. پشه بند را در معرض نور مستقيم خورشيد قرار ندهيد  .

3. پشه بند را اتو نكنيد .

4. در صورت لزوم پشه بند را به آرامي بشوييد .

5. براي شستن پشه بند از آب با دماي بيش از 40درجه سانتي گراد خود داري كنيد .

6. از خشك كردن پشه بند در ماشين لباسشويي جلو گيري كنيد .

7. از مچاله كردن پشه بند جلوگيري كنيد .

8. براي شستشوي پشه بند آغشته به حشره كش از صابون استفاده كنيد و سفيد كننده بكار نبريد.

9. در صورت آغشته سازي مجدد پشه بند بايد موارد زير ترجيحاً به شكل برچسب به پشه بند الصاق و يا در جاي ديگري ثبت شود .

 منـــا بـــــع

http://azadzist.blogfa.com

http://bioclub.parsiblog.com

http://zologylab88.blogfa.com

http://iranpest.blogdoon.com

http://bioclub.parsiblog.com

http://www.daneshju.ir

http://www.tcsat.info

http://iranpet.net

http://iranpest.blogdoon.com

http://www.niazemarkazi.com

www.who.int

www.cdc.gov

www.magiran.com

http://sadegh89711.blogfa.com

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 14 آذر1389 توسط انجمن زیست شناسی |
قالب وبلاگ

قالب وبلاگ بهار